سلام عزیزان من
دوستان دیگه خسته شدم به خدا بریدم دلم می خواد از این دنیا برم
و دیگه نباشم بین آدم ها می خوام برم تا همه بدوانن که یکی بود که از دست ما رفت
می خوام برم تا راحت بشم
می خوام یه قلم بگیرم و داخل یه کاغذ سوخته سیاه بنویسم مرگ بر زندگی
می خوام گم بشم می خواد از بین برم می خوام تنها بشم آخه خدایا چرا همه عذاب
مال منه آخه چرا خدایا ازت گله دارم ازت دل خورم
عزیزان دلم می خوام برام دعا کنید
می خوام برام گل بریزید و برام دل خالی کنید
خدایا چرا من

دوستتون دارم محسن
+ نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 15:37  توسط محسن
|

از دريا پرسيدن عشق چيست ، گفت: خشكيدن ........
از گل پرسيدن عشق چيست ، گفت : پرپر شدن ........
از زمين پرسيدن عشق چيست ، گفت: لرزيدن : ... .............
از آسمون پرسيدن عشق چيست ، گفت : باريدن ..........
از انسان پرسيدن عشق چيست ، ناگهان ندايي از درونش گفت : جدايي .....
اگه از من بپرسن عشق چيست ::
ميگم :: عشق يعني خودت

یه روز دوستی از عشق پرسید:
فرق ما دو تا چیه؟
عشق گفت:تو با یه سلام شروع می شی ولی من با یه نگاه
عشق از دوستی پرسید:
حالا از نظر تو فرق ما دو تا چیه؟
دوستی گفت:من با یه دروغ تموم می شم و تو با مرگ.

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست
تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست
تنهایی را دوست دارم زیرا ....
در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست
انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 19:51  توسط محسن
|
زندگی تابلویی در قاب حسرتهاست بیایید قابی از دل
بسازیم وتابلویی از بهار زندگی نقاشی کنیم
بیایید
دستها را یکی کنیم تا دلها نزدیک تر شوند.

ببين كه چگونه لبهاي ساكتم در شهوت بوسيدن لبهاي معصوم تو سكوت كرده اند ، شاخه گل سرخي به روي چشمانت ميگذارم و با چشماني بسته براي اولين بار تو را ميبوسم ، آن هنگام كه هر دو در شهوت تن غرق بوديم ديدي كه خداوند ميخنديد ، خداوند خوشحال شده بود ، خداوند خوشحال شده بود . پس بيا نترسيم و تا ابد لبهايمان را به هم گره بزنيم تا ابد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 18:41  توسط محسن
|
سلام عزیزان دل من این گل قشنگ رو تقدیم می کنم به تمام دوستانی که با مطالب زیبا به این وبلاگ جون دادن من هر چه دارم از شماست همتون رو دوست دارم و همیشه در قلب من جا دارید
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 13:37  توسط محسن

زندگي به من آموخت چگونه اشك بريزم ولي به من نياموخت چگونه سرازيرش كنم . زندگي به من آموخت چگونه دوست داشته باشم ولي به من نياموخت چگونه فراموشش كنم . اگر آدمي زندگي را دوست مي داشت هرگز در آغاز تولد نمي گريست . تولد با گريه ، كودكي با بازي ، جواني با ... ، عشق با لذت ، پيري با حسرت ، تكرار تا ابديت .

چشم بهانه است برای نگاه کردن.
نگاه بهانه است برای عشق
و عشق بهانه است برای زندگی

همه را دوست خواهم داشت و دوست داشتن نعمتی هست که خدا به من اهدا کرده و من هم بروز می دم دوست دارم خیلی
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1385ساعت 10:38  توسط محسن
|
سلام دوستان عزیز دل من

امیدوارم که همگی خوب باشید .. واقعا ممنونم که تا کنون به من دلگرمی دادید که به کارم ادامه بدم از آقای ابی. آقا علی. آرین داوود خاطره و مینا و سمیرا خانم هم خیلی ممنونم که واسه من شعر مایل میکنند و در بخش نظرات شعرهای زیباشونو در اختیارم میزاند .. از پست بعدی قصد دارم شعر دوستان و گل های سر سبدمو با ذکر نامشون تو وبلاگ حقیرانه خودم بزارم.. در ضمن به درخواست آقا علی مطالب رو در صفحه اصلی وبلاگ کمتر کردم چون گفتن که تو بلگفا وبلاگ خیلی دیر لود میشه منم این کارو انجام دادم از کمکتون و انتقاداتتون واقعا ممنونم ... اگر این وبلاگ خوب شده من هیچ کاری نکردم . همشو شما با انتقاداتتون زیبا و جذاب کردید . به امید موفقیتهای پی در پی شما عزیزای من. دوستتون دارم همتون رو
من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل وآسان می رسد
من که میدانم که تا سرگرم بزم ومستی ام
مرگ ویرانگر چه بی رحم وشتابان می رسد
پس چرا عاشق نباشم پس چرا عاشق نباشم
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست
بین مرگ وآدمی قول وقراری نیست نیست
من که می دانم اجل ناخوانده وبیدادگر
سرزده آید و راه فراری نیست نیست
پس چرا پس چرا عاشق نباشم؟
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 17:6  توسط محسن
|

سلام
کلی ايميل و کارت تبريک سال نو از دوستان دريافت کردم. از محبت همه شما ممنونم. فرصت کمه و نميشه که به تک تک دوستان جواب بدم. سال نو رو همينجا به همگی تبريک ميگم. اميدوارم در سال جديد سه چيز توی زندگی همگی شما دوستان جا داشته باشه. اول سلامتی که سر منشاء همه نعمتهاست, دوم داشتن روحيه قوی برای از پيش پا برداشتن مشکلات و سوم اميد به آينده که اگر اين سه رو داشته باشيد همه چيز در زندگی قابل دسترسه.

و من به نوبه خودم عید را به تمام عاشقان جهان از جمله دوستان خودم تبرک می گم و دوست دارم که این سال را با عشق و علاقه و محبت شروع کنید
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 13:15  توسط محسن
|
نگو بار گران بوديم و رفتيم
نگو نا مهربان بوديم ورفتيم
آخه اينها دليل محكمي نيست
بگو با ديگران بوديم و رفتيم

حيف لحظه هاي خوبي كه براي تو گذاشتم
حيف غصه هايي كه خوردم چون ازت خبر نداشتم
بعضيها وارد زندگي ما ميشوندو خيلي سريع مي روند
بعضيها براي مدتي ميمانند و روي قلب ما رد پا مي گزارند
و ما ديگرهيچ گاه همان كه بوديم نيستيم
تو مرا مثل خاطره اي فراموش كردي
و من تو را مثل خاطره اي به ياد سپردم
آخه:
اين رسم توست كه خاطره ها رو فراموش كني
ولي من عادت كردم به اونا دل ببندم و باهاشون زندگي كنم

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 15:57  توسط محسن
|
سلام دوستان
شنیدم و دیدم

که حرم امامم رو منفجر کردن و من که خیلی ناراحت شدم
و به تمام عاشقان روی زمین این فاجعه را تسلیت می گم
و امید دارم که چنین فاجعه دوباره تکرار نشه
و به تمام عاشقا می گویم که هیچ عاشقی نباید ساکت بمونه
و همه با هم دست به دست هم دهیم و دین خود را پایدار بداریم
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1384ساعت 14:12  توسط محسن
|
به خدا قسم دوستت دارم.
دوستت دارم بيشتر از معناي واقعي كلمه دوست داشتن!
دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داري!
دوستت دارم چون تو نيز مرا دوست مي داري!
دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق!
دوستت دارم همچو تكه ابرهاي سفيدي كه در اوج آسمان آبي در حال عبورند!
دوستت دارم چون تو رو ميخواهم و تو نيز مرا ميخواهي!
دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق!
دوستت دارم بيشتر از آنچه تصور مي كني!
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1384ساعت 17:58  توسط محسن
|
دلم تنگ است
***********************

ای کاش در دنیا همه ی مردم عاشق بودند،
ای کاش دلها در سینه سنگ نبود
.
ای کاش عشق در میان عاشقان فروختنی نبود،
ای کاش عشق از روی چشمها قابل تشخیص بود
.
ای کاش
...
ای کاش اشکهای تنهایی شب ، لب می گشودند و از دل عاشق حرف می زدند ، دلی که هر شب چشمانش بارانی است
.
ای کاش
...
ای کاش در خواب می دیدمش تا با اشک بهش بگم که عاشقونه میپرستمت
.
ای کاش
...
ای کاش ابر بودم تا وقتی که به یاد تو می باریدم ، همه می دیدند و شاهد می شدند و شهادت می دادند که چگونه برای رسیدن به تو لحظه شماری می کنم
.
{
دوستت دارم همیشه}

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 18:26  توسط محسن
|
اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران ها را تماشا کند


و اگر اصرار کرد بگویید برای دیدن طوفانها رفته است

و اگر بازم سماجت کرد بگویید رفته تا دیگر بر نگردد
*****************
نمی دانم تا حالا شده مسخ نگاه یک نفر بشید ؟ بعد یه دفعه به خودتون بیائید ببینید انقدر عاشق طرف شدید که نمی تونید فراموشش کنید.............
من با اولین نگاه تو آغاز شدم.......

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 16:11  توسط محسن
|
باورم نمي شود تو از من گذشته باشي
باورم نمي شود تو رفته باشي
صداي گريه ي من تو را راضي نكرد
قطره قطره ي اشكم دل سنگ را سوزاند
ولي دل تو را نرم نكرد
باورم نمي شود كه حتي پشت سرت را هم نگاه نكردي
باورم نمي شود كه فريادم را نشنيده باشي
باورم نمي شود كه رفته باشي
من هنوز نا باورم
ولي ياد گرفتم كه عاشق نباشم
ياد گرفتم دل شكستن را
ياد گرفتم سنگ شدن را
پس مي شكنم قلب هاي عاشق را
قلب من ديگر از گوشت و خون نيست
قلب من از سرب است
وجودم شعله ور از آتش نفرت
كه مي سوزاند جان ها را
حال باور مي كنم مرگ تورا
زيرا باور كردم مرگ قلبم را
مرگ قلبم را
و روي سنگ قبرم نوشتم شعر تو را

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 16:0  توسط محسن
|
سکوت لحظه هايت را شکستی
به کوچه باغ باران ها نشستی
تو با فرياد خيس گريه هايت
خيال خواب باران را گسستی

دلت روشن تر از مهتاب و آب است
نگاهت يک غزل از آفتاب است
هميشه کوچه باغ خاطر من
ز تو آکنده از عطر گلاب است

من اگر دل به تو دادم
تو ز من دل بُردی
گر گناه است محبت
تو گناهکار تری

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 13:41  توسط محسن
|
کوچه لبريز بوی پاييز است
برگ از شاخه حلق آويز است
دفتر خاطرات کهنه ی ما
جويباری ملال انگيز است

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 13:30  توسط محسن
|

می گويند ميان خواب و آرامش راه زياديست
ميان خواب و مرگ اما نه
بيا مسئله را سخت نگيريم
شايد مرگ نيز
هميشه معنی آسايش نيست
حالا دستم را بگير و برو
و ببر مرا
از اين خيالی که نمی دانم خواب است يا مرگ

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 12:22  توسط محسن
|


عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
تقدیم به تمام عاشق های جهان
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 11:32  توسط محسن
|

******************
با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل آواز قناري تو بهار
با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل آواز قشنگ جويبار
با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل نيلوفر آبي در آب
مثل اشكهاي لطيف شبنم روي گونه هاي زنبقهاي خواب
با تو بودن از تو گفتن زيباست
مثل بارش بارون تو كوير
مثل رويش دوباره چمن روي تن يخ زده زمين پير
تويي مهتاب سحر ، تويي بارون كوير
از تن خستهء من گرد غربت را بگير
مثل خورشيد بزن و آبم كن
مثل لالايي شب خوابم كن
به تن خسته بزن رنگ دگر
دل ما را تو ببر تا به سحر

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 13:36  توسط محسن
|

من از خدا يک گل خواستم اون به من يک باغ داد من از خدا يک درخت خواستم اون به من جنگل داد من از خدا يک دوست خواستم اون به من تو رو داد حالا اگه تو منو دوست داري من هم تو را دوست دارم
نوشته شده توسط دوستم علی که دیدم قشنگه گفتم بزارم روی وبلاگ
+ نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 13:17  توسط محسن
|

با من بمان
**********************
ای وجودت همه خوبی * مثل آیینه و آبی
تو زلالی یه رودی * واسه من مثل سرابی
اون قشنگیهای نگاهت * یه بهانه واسه خواستن
تو خودت حضور عشقی* یه بهانه واسه مردن
من هنوزم که هنوزه* پرم از شعر حضورت
تو بیا تا من بخونم* از نجابت و غرورت
یه ستاره یا که ماهی* توی تاریکی شبهام
تو تموم آرزومی* می دونی من بی تو تنهام
نگو با من نمی مونی* حرف گفتنی نداری
منو با این همه احساس* دست گریه می سپاری
ای حضور تو همیشه * یه بهانه واسه موندن
واسه ورودت عشقت* لحظه لحظه جون س÷ردن
بیا با هم بمونیم ما * تا که قصه ای بسازیم
تا که یک وقت خودمونو* به جدایی ها نبازیم
بیا و با من یکی شو * توی این دنیای سرد
شکستن قلب منو* هر کی تونست تجربه کرد

+ نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 18:24  توسط محسن
|

«عشق يعنی تا ابد بی سرنوشت»
عشق يعنی زندگی تا زير صفر
عشق يعنی پر کشيدن تا عروج
عشق يعنی طی راه بی فروغ
عشق يعنی ناله گيتار من
عشق يعنی درد بی درمان من

عشق سودای دل بيمار ماست
عشق مرگ لحظه ديدار ماست
عشق فرياد انا الحق گفتن است
عشق در آغوش ياران خفتن است
عاشقی بايد که آنرا درک کرد
اين زبان از گويش عشق عاجز است

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 16:40  توسط محسن
|
عشق در حیطه فهمیدن ما نیست بیا بر گردیم
آسمان پاسخ پرسیدن ما نیست بیا بر گردیم
گریه هامان چه قدر تلخ ببین رنگ ترحم دارد
تا زمین دشمن خندیدن ما نیست بیا بر گردیم

تو این روزا ما آدما گل نمیدیم بدست هم
از یادمون داره میره دلتنگی های دم به دم
این روزا دیگه همه جا صحبت بی وفاییه
ورد زبون آدما تنهایی و جداییه

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 14:3  توسط محسن
|
نگو بار گران بوديم و رفتيم
نگو نا مهربان بوديم ورفتيم
آخه اينها دليل محكمي نيست
بگو با ديگران بوديم و رفتيم
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 16:23  توسط محسن
|